4

متن آهنگ یار رضا بهرام

انتشار در 25 آذر 1404

  • افزودن به پلی لیست
  • اشتراک گذاری :
  • لینک کوتاه :
`
خرید کتونی

متن آهنگ یار رضا بهرام:

روزگاری سر کویی نشستم نشستم
به امید شب دیدار یار یار یار
چه گذشت بر دلم آن شب که دیدم غریبم
به دو چشمان یار یار یار
میکشاند دل ما را به این سو به آن سو
شده‌ام ماهی قلاب یار یار یار
رفتم آشفته و حیران همان‌ دم
خزان زد به گلستان یار یار یار
گل لبخند تو هر لحظه که پژمرد
دلم شکست
باد اگر عطر تو را سوی کسی برد
دلم شکست
اگر افتاده خزان در دل باغم
غمت مباد
اگر عشق تو نیامد به سراغم
غمت مباد
مرا به آسانی برده‌ای ز یاد
روزگاری سر کویی نشستم نشستم
به امید شب دیدار یار یار یار
چه گذشت بر دلم آن شب که دیدم غریبم
به دو چشمان یار یار یار

Reza Bahram – Yar Lyric

دلتنگ توام از تو چه پنهان
بیمارم و دور از تو به درمان
نرسد درد من
ای تو که جانی به تن
بر دلم آتش نزن
نروی از سرم
تا نفس آخرم
ای غم پنهان من
روزگاری سر کویی نشستم نشستم
به امید شب دیدار یار یار یار
چه گذشت بر دلم آن شب که دیدم غریبم
به دو چشمان یار یار یار
میکشاند دل ما را به این سو به آن سو
شده‌ام ماهی قلاب یار یار یار
رفتم آشفته و حیران همان‌ دم
خزان زد به گلستان یار یار یار

هم پناهی هم گناهی
بی تو زندان شده عالم
پریشان شده حالم
نرسیدی چرا؟
درد خود را به که گویم؟
تو را در که بجویم؟
تو کجایی کجا؟
روزگاری سر کویی نشستم نشستم
به امید شب دیدار یار یار یار
چه گذشت بر دلم آن شب که دیدم غریبم
به دو چشمان یار یار یار

متن آهنگ رضا بهرام به نام یار

آهنگ های مرتبط

دیدگاه شما

پاسخی بنویسید برای :
Array ( )

عضویت در سایت