5

متن آهنگ وحش بامداد

  • ترانه سرا : بامداد

انتشار در 22 شهریور 1404

  • افزودن به پلی لیست
  • اشتراک گذاری :
  • لینک کوتاه :
`
خرید کتونی

متن آهنگ وحش بامداد:

[ورس یک]
آزادتر از گله اسب‌های وحشی
وحشی‌تر اَ گله اسب‌های آزاد
ببین تو روی چاقالا کِلک میشه دولول
می‌زنه در * بازار، میشی مازاد
ولی من همیشه خودمم چاقال
حالا بگذرم، خوبم، بدم، بدترم، پایینم، بالام یا بهترم
توی پلکم هم شناختمت
رپ می‌کنم تو اِک چه رک
نداره قفل قلمم خودمم زیر بیرقم
من بازیکنم، نمی‌مالم انقدر جر نزن
جُرم من اینه جرت بدم
جاری خون تو جوب و جدوله
جنونم مرزمه
از رنجم گنج می‌گیرم، از جنگم اَرج
همینه مسئله که همه‌ش تو این چرخه‌م من
چارچرخم پنچره، باز راه میره سگ مصب
گاهی تنگ‌دستم، گاهی سرمست
من ماشین رپم، بپر بالا بریم دربست

[ورس دو]
پلیس خــوب مثل رپِ نابه، کمیابه
رپ من عامل فتنه‌ست، بگو فتّانه
فت‌پا می‌زنن بعد میگن عمراً بتونی
من که دشنه رو دوشمه بگو فرهاده
انقدر کوه می‌کنم و دور میشم اَ تنم که
لا این همه لاشخور بگم اَ خودم بهترم
جفت شیرینه: مرگ حلوا، زندگی قنده
آخر یه فیلسوف رو قبرت هم * هم می‌خنده
من که دلم می‌خواد نباشه تو این شهر سر به تن
بسازم تپه‌ها اَ کله‌ها بگو تیمور لنگه
هر کی درونش رو بکاوه می‌بینه *
از این رپی کنا ‌* می‌خوره هر کی میگه گنگه
هر کی بیشتر میگه گرگم حتما مرغه
هر کی تو خیابون شر کنه نمیشه حورحه
من رو خودم بستم که فکرم بُرده
گاهی کف مخم داغ‌تر اَ فلوی سُربه

Bamdad – Vahsh Lyric

[ورس سه]
آزادتر از گله اسب‌های وحشی
وحشی‌تر اَ گله اسب‌های آزاد
یه شهر باغ‌وحش می‌کنه کار پاره‌وقت
سیگاریتو بچاق، زر نزن، نکن کار بد
این بوی پایتخته، بوی زندگی سخت
بوی فاضلاب گشت ارشاد و دوباره گشت
هیچ خری به دنیای کودکیش نکرده بازگشت
هرچقدر بخیه بدوزی به زخم میشه بازتر
راهمو میرم سّد باشه سّد رو می‌شکنم
رام نمی‌شم، کنج عُزلت غار می‌کنم
غم به دوش می‌کشم، وزنه‌ها می‌زنم
به دل سپاه سرکوب و بیداد می‌زنم
زنده زشت سیرته صورت‌های مُرده‌ها زیبان
تو * ‌ترین دوران تاریخ ایران
من جسدمو زنده نگه داشتم تو تختم
بی‌تاجم، زره‌پوش رو اسبم می‌جنگم

[ورس چهار]
نمی‌کُشم وقت واسه چهارتا پخمه
می‌زنم سر با تبر، می‌کنم رپو رنده
میگن کمتر شناسی، واسه نماهنگه
ولی ما جلوتریم چاقی، پَ بزن تو دنده
این شهر محله به محله نی، بند بنده
این شهر یه زندونه، هواخوریش هم سَمّه
میگن دیگه شهردار در سلول رو نمی‌بنده
لباست خیس خونه، باید خشک شه رو بند
چقدر مَضحکه مُضحک و مضحکه این
قانونای نانوشته شد لقمه‌ی گرون
میره تو حلق عام و خاص به خرج دو قرون
می‌ریزه خون رو سفره
* رو فرهنگ
ماه رو پشت بوم
صدای بوق سگ میده شعر بامداد شهر
یه مشعل شعله‌ور روبه‌رو نقاب شهر
همه سازه‌ها زبونن وقتی عقل بشه درک
تا اون روز باید گفت جای منه جای وحش

متن آهنگ بامداد به نام وحش

آهنگ های مرتبط

دیدگاه شما

پاسخی بنویسید برای :
Array ( )

عضویت در سایت