متن آهنگ همدم رضا بهرام:
خدایا
تشنهی بارانم
کویرم
به لب آمد جانم
بغل کن
تن سوزانم را
رها کن
از قفس جانم را
بیپناهم
ای هم نفس در این قفس
نوری ندارد آسمان
با تو چو خورشیدم ولی
بی تو چراغی نیمه جان
آرام قلب بی قرارم
به گمانم
ساحل تویی دریا تویی
هر جا منم آنجا تویی
با تو به فردا میرسم
پایان این شبها تویی
من هر چه دارم از تو دارم
Reza Bahram – Hamdam Lyric
چاره کن درد مرا
خستهام از همهکس
چارهی دردم همیشه
تو فقط بودی و بس
ای تمام باور من
گم شدم در دل شب
آه از این فاصلهها
ماه من روشن کن امشب
راه تاریک مرا
ای تو تنها یاور من
بیپناهم
ای هم نفس در این قفس
نوری ندارد آسمان
با تو چو خورشیدم ولی
بی تو چراغی نیمه جان
آرام قلب بی قرارم
به گمانم
ساحل تویی دریا تویی
هر جا منم آنجا تویی
با تو به فردا میرسم
پایان این شبها تویی
من هر چه دارم از تو دارم
متن آهنگ رضا بهرام به نام همدم