متن آلبوم زروان بامداد
5

متن آهنگ آکومن بامداد

  • آهنگساز : ماهور
  • تنظیم و میکس و مستر : یارا
  • ترانه سرا : بامداد

انتشار در 25 اسفند 1402

  • افزودن به پلی لیست
  • اشتراک گذاری :
  • لینک کوتاه :
`
کفش و کتونی وولا

متن آهنگ آکومن بامداد
[ورس یک]
میزنه هم خون می‌جوشه دمنوش
دندوناش و گوشت لاش یادت میاره چند بود
قیمت انسان بالغ، بستگی داره، به چی؟
هممم خب مثلا بگم شوش
رد میکنی که بده آدم برّه بذار
هفت‌تیر کشیدن مملکت بپا نره بگا
این سرود ملّیه از تو فاضلاب تهران
تو سوال داری جواب میدم چرا میگن بهم بام
اول نشون بده رو ضرب با من میزنی کله
بعد نشونت میدم قیمت روزنامه تو دکه
بعد باهم میریم یه دور دورِ میدونِ اصلی
می‌پرسم آزادی کجاست؟ هیشکی هم بلد نیست
وقتی گشنه شدیم میزنیم یه فست‌فود چرب
بعد میریم نرمش سر چک میزنیم شرطی
بدون گرمی سردی، خریدارته خب چندی؟
قفسِ جهان ازت می‌خواد مبارزِ رزمی
ببین میفهمی؟ بشنو میگم چی
میاد یه هیولا که تشنه خونه وحشی
میزنه زمین رو شخم با فتوحات جدی
نه رستم حریفشه نه سردار ملّی
نه فارسی میفهمه نه چینی نه عبری
میزنه هم خون، به چه میلی!
هممم واسه فرارت هم دیره
تو بچه آخرالزمانی چه پدرت پیره!
تَهِ دیگه سوخته از دیده به دل نشست
این چی میگه؟
یه دیوه؟ نه بدتر از دیوه
غیوره، شجاعه، خَمِ پهلوون میگیره
ساختمون ساندویچه واسش، نوشابه قیره
شایعه شده آقازادش دیوِ سپیده
جوهر پلیدیه همصدای این غریزه
صد مردِ یَلِ این قبیله رو حریفه

[کورس]
سرش چون سرِ پیل و مویش دراز
دهان پر ز دندان‌های گراز
دو چشمش سپید و لبانش سیاه
تنش را نشایِست کردن نگاه
سرش چون سرِ پیل و مویش دراز
دهان پر ز دندان‌های گراز
دو چشمش سپید و لبانش سیاه
تنش را نشایِست کردن نگاه
(شاهنامه فردوسی)

[ورس دو]
بینم آشنایی داری با اژدها یا نه؟
نفسم مرگه دوتا بالم گردبادِ اعمالم
آدم‌ ها افسانه میبافن و میگفتن درباره‌ام
که عمر من قد جهانه، جوان و سرحالم
برعکس زمین که میبینی خشکه مثل لب راوی
فلجه قانون مدرن تا کُدِ حمورابی
این آشوب ناگزیره، سر به تن نزاره
چه تو آب چه تو خشکی چاره بقا فراره
گاهی دوست داری ملت رو به توپ ببندی مهلک
ولی همسایت می‌بینتت و بهش میگی مخلص
اونکه چیزی نگفته بود، تعطیلیا دربست!
تو آدمی احمق، باد نده غبغب
بهت یاد میدم، رموز سلطه
که بشی سلطان دل‌های پُر ز عقده
پر ز کینه، پُرّ، پر از پدیده
همیشه گشنه که عینهو غذا ندیده
صبور واسه مردم میشه پیامبر کفر
بهت یاد میدم چوبِ جَهله زورِ حرفتو
فقط کافیه بخوای، جنگه معطلِ طبلِ تو
ای شاهِ جهانگیر، رقصِ سکه‌ ها به ضربِ تو
قلمِ اندیشه بشکن، تا میتونی سر بِبُر
بی بهونه نه! خدا و خون رو حربه کن
کتابی بنویس که مُفَسِرهات باشن دست پُر
اسمش رو بذار به قبله‌‌ی عالمت سجده کن
تموم راهکارش رو میذارم کف دستِ تو
دستت رو به خون بشور، خوناب رو شراب مزه کن
زیر سُم ستور و دَد خرابه ارگِ تو
زمین مدافع محل فاجعست، حمله کن!

[کورس]
سرش چون سرِ پیل و مویش دراز
دهان پر ز دندان‌های گراز
دو چشمش سپید و لبانش سیاه
تنش را نشایِست کردن نگاه
سرش چون سرِ پیل و مویش دراز
دهان پر ز دندان‌های گراز
دو چشمش سپید و لبانش سیاه
تنش را نشایِست کردن نگاه
(شاهنامه فردوسی)
متن آهنگ بامداد به نام آکومن

آهنگ های مرتبط

دیدگاه شما

پاسخی بنویسید برای :
Array ( )

عضویت در سایت